شاید شنیده باشید که گفتهاند، آدمهای موفق، آنهایی هستند که کارهای سختشان را ابتدا به ساکن انجام میدهند. بهویژه کارهای سختی که علاقهای هم به آنها نداشته باشند. شاید به همین دلیل است که آدمهای موفق دور و بر ما کم هستند چراکه کمتر از 2درصد افراد حاضرند شرط فوق را در فعالیتهایشان لحاظ کنند و در بدو امر و یا اول روز کاری را انجام دهند که به آن علاقه ندارند و به قول آن بزرگ: «قورباغهشان را قورت دهند.»
چنین شرایطی نهتنها در زندگی روزمرهی ما جریان دارد، بلکه در کنکور پیش روی شما نیز بهوضوح به چشم میخورد. دانشآموزان مختلف (برحسب شرایط آموزشی خود) به برخی درسها علاقهی ویژه دارند و به برخی دروس وابستگی خاصی ندارند.
در درسهای مورد علاقه، نمرات و امتیازات خوبی کسب میکنند و در درسهایی که از خواندنشان لذت نمیبرند، نمرات و امتیازات خوبی ندارند. در اغلب موارد هم بدون توجه به سابقهی کار خود در این درسها، یکطرفه به قاضی رفته و و به این نتیجه میرسند که «من این درس را یاد نمیگیرم، پایهام ضعیف است و...» در حالی که با کمی تأمل درمییابیم بهراستی اینگونه نیست و عوامل مختلف و متفاوتی در یادگیری و یا عدم یادگیری یک درس دخیل است که در اینجا به آنها خواهیم پرداخت.
برای مثال در کنکور امسال (1387) در گروه علوم تجربی، اگر به درصدهای (تعدادی از) صد نفر اول منطقهی 1 تا 3 سازمان سنجش نگاهی بیندازیم، خواهیم دید مثل هر سال، میانگین درصد درس زبان انگلیسی در منطقهی 1 بهتر از منطقهی 2 و منطقهی 2 بهتر از منطقهی 3 است.
در کل شرکتکنندگان هم مثل هر سال تقریباً این تفاوت وجود دارد. استناد به میانگین صد نفر اول، به این دلیل است که مطمئن باشیم دانشآموزی که در منطقهی 3 سازمان سنجش کشور توانسته در رشتهی تجربی، رتبهی 3 منطقه و رتبهی 92 کشور را کسب کند، حتماً قدرت یادگیری خوبی داشته است. بهطوری که در درسهایی مثل زیست، 97درصد و عربی 91درصد را کسب نموده است. در حالی که در درس زبان انگلیسی که اینجا مدنظر ماست، امتیاز او 51درصد بوده است.
متن کامل - www.chempic.com
|
+| نوشته شده توسط
مرتضی محمدی در پنجشنبه دوم مهر 1388
|